ترنم باران آخرین مطالب
نويسندگان
وقتی که نیستی
بادیدن هر صحنه عاشقانه ای احساس یک پرانتز را دارم که همه ی اتفاقات خوب خارج از آن می افتد
![]() چهار شنبه 4 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 1:3 :: نويسنده : ترنم
تـــو را دوست می دارم . . .
چه فـرق مى کند که چـــــــــــــــرا ... ! ؟ یــــــــــــا از چــــــــــــه وقـت ... ! یـا چطـور شـد که . . . ! چه فـــــــــــــــرق می کـند ؟! ... وقتى تــو بـایـد بــــــــــــــاور کنـى . . . که نمـى کـــــــــنى !! و من بــایـد فـرامـــــــــوش کــنم . . . کـه نمـــــى کـــــنم !!!
خستم ام پینیکیو...
اینجا آدم ها دورغ می گویند!
و دماغ های خود را جراحی پلاستیک میکنند...
![]() راست گفت پدر ژپتو: پینوکیو چوبی بمان! ![]()
با اینکه ردِ پای بوسههایم را در تن ات
از لابلای پرسید:فرزنددر آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند…م پس آدمت کو؟ اشک هایم را پاک کردم و گفتم:در آغوش حوای دیگریست… سه شنبه 3 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 23:35 :: نويسنده : ترنم
دلم می خواهد به آسمانها پر بکشم و یک پرواز رویایی را سر دهم پيوندها
|
|||
![]() |